راه خدا/ خاطره
خاطره ای کوتاه از شهید محمد ناصر ناصری
تهران - حیات
یکى از سرمایه دارهاى بیرجند دست گذاشته بود روى او. دائم
سفارش مى کرد: "دیپلمت رو که گرفتى، یک راست بیا پیش خودم. سرمایه از من، کار
از تو. هر طور هم که خواستى سود بردار. دیپلمش را که گرفت، یک راست رفت سپاه، که آن اوایل حقوقى هم
در کار نبود.